مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

864

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1185 ] فصل [ دهم ] : اندر احتباس البول « 1 » اين ، بر چند قسم است و هريك گفته آيد . و بايد دانست كه احتباس اگر مفرط بود به حدى كه هيچ برنيايد ، آن را اسر [ يعنى حبس بول ] گويند و گرنه عسر [ يعنى قطره‌قطره آمدن ] خوانند . قسم اول : آنكه ورم گرده يا مثانه يا حصات اينها يا جمود خون و مدّه در مثانه يا ريح آن محدث احتباس شود . [ علاج ] : اين همه مع علامات و علاج بيان كرده شد . قسم دوم : آنكه گوشت زيادتى در مجارى بول رويد و احتباس آرد . و علامت او آن است كه بعد [ از ] اندمال قروح مجارى بول عارض شود . و اين ، اكثريه است . و گاه باشد كه بدون تقدم قرحه ، گوشت زايد در مجارى رويد خود به خود ؛ پس اگر اين گوشت زايد در آن مجراى بود كه فيما بين گرده و مثانه است يا در آن منفذ باشد كه ميان جگر و گرده است ، ثقل و گرانى كمر و خلوّ مثانه از بول گواهى دهد . و اگر گوشت زايد در مجراى قضيب رويد ، گرانى و سختى مثانه و گرانى عانه و وجع شديد و تمدد مفرط پيدا بود . بالجمله ، اكثر آن است كه اين گوشت زايد بدان مرتبه نمىرسد كه بول را بتمامه منع كند . انتباه : گوشت زيادتى كه خود به خود رويد به غير آنكه قرحه در مجراى افتد ، معرفت او تأمّل طلب است لهذا عاملان اين كار گفته‌اند كه انبات لحم كه در مجراى قضيب بود به قاثاطير توان يافت . و انبات كه بالاتر از مثانه باشد ، معلوم نمىگردد مگر به عدم انتفاع از علاج . و بدانند كه مجراى قضيب ، تا مثانه است و اين مجراى را كه ما بين مثانه و قضيب است ، مجراى بول گويند حقيقة و مجارى را كه ما فوق مثانه است تا جگر

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Retention of urine ; suppression of urine .